"باشگاه میهن"
** **

دوشنبه 5 مرداد 1394

دانلود رایگان نمونه سوال استخدامی آموزش و پرورش

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

یک سری نمونه سوال آماده با پاسخ نامه مربوط به استخدامی سال های قبل آموزش و پرورش، دریافت رایگان از لینک زیر

دریافت رایگان فایل


دانلود سایر نمونه سوالات استخدامی آموزش وپرورش :


ادامه مطلب

دوشنبه 5 مرداد 1394

مدل پرده جدید 2015 مدرن

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

عکس مدل پرده جدید و مدرن

عکس مدل پرده جدید و روشن

parde-93-www.iransit.com-06


ادامه مطلب

یکشنبه 4 مرداد 1394

پت و مت

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

بنش: در ایران نصف پت و مت را ندیده اید

  اخبار ,اخبار فرهنگی , پت و مت   اخبار فرهنگی - بنش: در ایران نصف پت و مت را ندیده اید
چرا پت‌ومت؟ واقعا چرا؟ شاید این پرسش مطرح شود این روزها که جشنواره سینما حقیقت، در حال برگزاری است و هزارویک مساله جدی و مهم در مملکت و در خصوص سیاست و جامعه و اقتصاد وجود دارد چه لزومی دارد بروی سراغ دو شخصیت کارتونی خوش‌خیال که کلا هر کاری بخواهند انجام می‌دهند و دست آخر، خب خودتان بهتر می‌دانید که چه می‌کنند؟
اما رفتم سراغ‌ آنها تا بگویم این همه جدی‌بودن خیلی هم خوب نیست. کمی خنده، کمی فانتزی هم نه‌تنها بد نیست، بلکه بسیار هم نیاز است. این گفت‌وگویی است با فرزند خالق پت‌ومت؛ مارِک بنش که به همراه توماس آیزلت تهیه‌کننده کارهایش به جشنواره کودک و نوجوان اصفهان به این شهر تاریخی آمد و در هتل عباسی قراری گذاشتم با هردوشان و حاصلش - با همکاری بهمن نورایی به عنوان مترجم - چنین شد که می‌خوانید:  ظاهرا نام این انیمیشن از اول پت‌ومت نبود و به مرور این نام‌ را انتخاب کردید؟ نام اولشان «گوته آتسه» به معنی دوتا کارگر بود. بعد به «و انجام شد کار» تغییر پیدا کرد به نشانه اینکه در آخر هر اپیزود این دو به نشانه انجام کار دست‌هایشان را به هم می‌زنند. بعد که توزیع‌کننده جدید آمد، تصمیم گرفت هم کار را بین‌المللی‌تر کند و هم نام‌شان گویاتر باشد که در نهایت شد «پت‌ومت».  از چه سالی؟ از سال 1985. خوشحالم که می‌بینم این مجموعه در ایران به نام «پت‌ومت» معروف است. چون در کشورهای مختلف اسامی مختلفی رویشان گذاشته شده است.  ایده این دو عروسک که مدام خرابکاری می‌کنند از کجا به ذهن شما آمده است؟ پدر من داستان‌های مصور برای روزنامه‌ها طراحی می‌کرد و ایده خلق این دو کاراکتر از این داستان‌ها به ذهنش خطور کرد. زمانی که پدرم تصمیم گرفت کار فیلم انجام دهد تجربه قصه‌های مصورش خیلی به او کمک کرد و به این نتیجه رسید که قطعا در این کار موفق خواهد شد.   چون بازخوردهایی که از خوانندگان روزنامه‌ها دریافت می‌کرد او را به این اطمینان رسانده بود که این پروژه با موفقیت همراه خواهد بود. پدرم خودش مانند این دو کاراکتر بود و همیشه خوشبینی‌های خاصی به همه موارد داشت. گاهی دست‌و‌پاچلفتی هم می‌شد اما همیشه در آخر، کار را به سرانجام می‌رساند و همیشه معتقد بود که می‌تواند ایده خودش را محقق و متصور کند.  تاریخ ادبیات ما ایرانی‌ها سرشار از حکایت و ضرب‌المثل است. اما این دو شخصیت برای ما هم تبدیل به ضرب‌المثل شده و به کسانی که خرابکاری می‌کنند، می‌گوییم «پت‌ومت» آیا هیچ‌گاه این تصور را داشتید این دو کاراکتر هوشمندتر باشند؟ مخاطب اولین قسمت این مجموعه که ساخته شد بزرگسالان بودند نه بچه‌ها، چون همان‌طور که گفتم ایده این کار از داستان‌های مصور در روزنامه‌های کثیرالانتشار بود که قرار شد این داستان‌ها در تلویزیون ادامه داشته باشد و به مرور سیر تحولی را شاهد بودیم و به مجموعه‌ای تبدیل شد تا برای کودکان هم جالب باشد.   در حال حاضر شاهدیم خیلی از بزرگ‌ترها در کنار کودکان این مجموعه را تماشا می‌کنند، ممکن است به‌صورت مجزا تماشا نکنند اما هر دو گروه می‌توانند برآوردهای خودشان را از این مجموعه داشته باشند.  موسیقی این مجموعه چطور ساخته شد؟ در اپیزود اول از یک آهنگساز متفاوت استفاده شده بود که متاسفانه درگذشت و ما مجبور شدیم آهنگسازمان را تغییر دهیم که ایشان برای آثار کودکان موسیقی‌های زیادی ساخته بودند. اما در نهایت باید آهنگساز این مجموعه به سوال شما پاسخ بدهد.   نکته مهم دیگر این است که از همان زمان تا به حال با همان آهنگساز کار کرده‌ایم و در اپیزودهای جدید هم با ایشان کار کرده‌‌ایم. موسیقی این اثر در همه جا محبوب بوده و آهنگ آن به راحتی در اینترنت قابل دانلود است.  چند نسل از مخاطبان ایرانی با انیمیشن‌های محصولات اروپای شرقی و مکتب زاگرب و دیگر تولیدات آن زمان بزرگ شده‌‌اند و متولیان فرهنگی جامعه به لحاظ اخلاقی‌‌بودن و جنبه آموزشی این انیمیشن‌ها به این کارها متمایل شدند و به جای انیمیشن‌های آمریکایی استفاده کرده‌اند. همین وضعیت در کشور چکسلواکی و کشورهای دیگر که مخاطب کارهای ما بوده‌اند، وجود داشته است.  به نظر شما «پت‌ومت» مثل شخصیت‌های «والت‌دیسنی» جهانی شده‌اند یا نه. برای جهانی شدن این مجموعه چه کارهایی انجام داده‌اید؟ همان‌طور که گفتم هدف ما از این مجموعه فقط جنبه سرگرمی آن نبوده و نگرش این دو شخصیت به زندگی برای ما خیلی مهم بوده.   خوشبینی که در این دو وجود دارد و اینکه در هر شرایطی کاری را که خراب می‌کردند همیشه امید داشتند که می‌توانند کار را به سرانجام برسانند. اصول اولیه کار را تغییر نداده‌ایم و برای بین‌المللی کردن کارمان از ابتدا تا آخر تمام موارد موضوعی و سوژه‌ای کار یکی بوده. از لحاظ بحث فنی تغییراتی داشته‌ایم اما در بقیه موارد خیر. البته وقتی می‌خواهیم تولید خودمان را از حالت محلی به جهانی تبدیل کنیم تغییرات خیلی مهم هستند اما در این مورد خاص نیازی به این کار نداشتیم. نکته دیگر که خیلی تاکید دارم، این است که خوشحالم می‌بینم همه مخاطبان متوجه اشتباه کردن مداوم این دو کاراکتر می‌شوند به جای اینکه از آنها توصیه‌های اخلاقی دریافت کنند. بچه‌ها هم متوجه می‌شوند این کاراکترها اشتباه می‌کنند و تمام سعی‌شان این است که آنها را راهنمایی کنند. بنابراین به جای اینکه یک بسته آموزشی آماده را به خورد بچه‌ها بدهیم به آنها فرصت می‌دهیم که جنبه خلاقانه ذهنشان را به‌کار بگیرند و این یکی از اهداف ما بوده است.  ابتدای این کار با تکنیک استاپ‌موشن شروع شده. دلیل خاصی داشته و الان به چه صورت است؟ از همان ابتدا تصمیم گرفتیم از تکنیک استاپ موشن استفاده کنیم و نمی‌خواستیم از تکنیک نقاشی‌شده استفاده کنیم. پدرم خودش انیماتور و کارگردان انیمیشن‌های عروسکی بود و از همان ابتدا تکنیک ما همین بوده؛ البته برای اپیزودهای جدید به استفاده از تکنیک‌های جدید فکر کرده‌ایم.   حتی به این فکر کرده‌ایم که در مجموعه‌های جدید از انیمیشن‌های کامپیوتری استفاده کنیم ولی در نهایت تصمیم گرفتیم این کار را انجام ندهیم چون هنوز سرعت استاپ موشن کارایی دارد و می‌خواهیم با همان تکنیک قبلی کار کنیم. تنها کار جدیدی که در مقایسه با ابتدای کار انجام داده‌ایم استفاده از تکنیک‌های دیجیتال بوده. الان روی فیلم کار نمی‌کنیم که امتیاز بزرگی به انیماتور می‌دهد و می‌تواند سکانسی که گرفته شده را دوباره برای خودش پخش کند در حالی که در نحوه سنتی باید منتظر نتایج لابراتوار می‌ماندیم. کار دیگر این بوده که در آخرین اپیزودها از تکنیک 3D هم استفاده کرده‌ایم که در صورت برخورداری از تجهیزات سینمایی سه بعدی می‌توانیم این مجموعه را به‌صورت سه بعدی تماشا کنیم.   انیماتورها همیشه معتقدند استفاده از تکنیک فیلمبرداری دیجیتال، کار را کند می‌کند چون برای فیلمبرداری هر فریم باید از دو موقعیت مختلف فیلم گرفته شود و ما در هر یک دقیقه برای هر کاراکتر حدود هزارو500حرکت داریم تازه اگر فقط یک کاراکتر در تصویر باشد.  در مورد طراحی عروسک‌ها می‌خواهم بدانم. می‌دانم بدنشان آرماتوربندی شده است. می‌خواهم در مورد صورتشان بپرسم. ظاهرا میمیک صورت و اعضای صورتشان حرکت ندارند. چرا صورت این دو کاراکتر کاملا ساکن است؟ ما به‌صورت تک فریم کار می‌کنیم اما گاهی در مرحله پس از تولید تصمیم می‌گیریم که یک فریم را حذف کنیم. بنابراین اجباری نداریم که به‌صورت فریم به فریم کار کنیم. گاهی دو فریم هم کار می‌کنیم. 16 سالم بود که پدرم این عروسک‌ها را طراحی کرد و برای سر آنها از شکل تخم‌مرغ استفاده کرد. اما در مورد کاراکتر دوم یک مقدار این تخم‌مرغ کج شد و سر کاراکتر دوم را طراحی کرد. در واقع به شکل تخم‌مرغ اجزای دیگر صورت را اضافه کرد و برای کاراکتر دوم این تخم‌مرغ را برگردانده و صورت کاراکتر دوم خلق شد. در اپیزود اول، این دو اصلا کلاه نداشتند و در ابتدا میمیک داشتند که به‌صورت انیماتور طراحی شده بود.  آیا نداشتن میمیک به‌کاراکترپردازی‌ای که در ذهنتان بوده کمک بیشتری می‌کرد؟ تصمیم گرفتیم از میمیک استفاده نکنیم و احساسات را بیشتر با حرکت‌ها، تغییر حالت کلاه و دست‌ها منتقل کنیم. همان‌طور که می‌دانید در انیمیشن ابزارهای زیادی برای بیان احساسات وجود دارد. حق با شماست. اینها برای ما شخصیت‌های واقعی بودند که در محیطی که همه ما آن را تجربه کرده‌ایم، عمل می‌کردند و به همین دلیل می‌توانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.  کارتون «پت‌ومت» بیش از اینکه متعلق به دنیای کودکان باشد در دوره‌ای در کشور ما به نمایش درآمد که حتی بزرگسالان هم اتفاقات سیاسی و اجتماعی را از آن استنباط کردند و به همین دلیل تبدیل به یک نشانه در فرهنگ ما شده است. از روزی که آقای «بنش» بزرگ شروع به این خلاقیت کرد به این مساله فکر کرده بود که ورای دنیای کودکان در دوره‌ای که اروپای شرقی تحت سیطره کمونیسم بود راه رهایی را با این انیمیشن پیدا کند؟ زمانی که کارم شروع شد 16ساله بودم. در آن دوران شرایط زندگی برای همه سخت بود. وضعیت طوری بود که شاید اگر می‌خواستیم هر شیئی یا کالایی را خریداری کنیم باید مدت‌ها در صف انتظار می‌ماندیم.   مثلا اگر می‌خواستیم اتومبیل یا دوچرخه بخریم باید مدتی را منتظر می‌ماندیم. حتی برای به دست آوردن کالاهای مصرفی هر روزه گاهی باید چند روز در مغازه‌ها نوبت می‌ماندیم تا شاید بتوانیم آنها را به دست بیاوریم. این شرایط سخت برای همه بود. پدر من هم در ساخت این مجموعه در ابتدا از یک دوست کمک گرفت. پدرم داستان‌ها را می‌نوشت و کارگردانی می‌کرد و دوستش هم در طراحی، ایده‌هایی می‌داد. ‌ایشان با کمونیسم خیلی مخالف بود و شاید بشود از ایده‌هایش این احساس را برداشت کرد. مثلا رنگ لباس‌های این دو کاراکتر در ابتدا قرمز و زرد بود و به آنها ابلاغ شد که باید رنگ لباسشان را تغییر دهند. چون قرمز نماد شوروی بود و می‌گفتند شما این قدرت را به سخره گرفته‌اید و رنگ زرد هم نماد چین بود. بنابراین رنگ‌ها تغییر کرد.  انیماتورهای اروپای شرقی در اوج سانسور، خلاقیتی مثال‌زدنی داشتند. به‌طور مثال در ساختار «پت‌ومت» هیچ فضای بیرونی دیده نمی‌شود. دو شخصیت می‌بینیم که خنگ هستند و وسایل زندگی‌شان چکش، ماشین لباسشویی، میز و صندلی و... است و چقدر ذهنیت آنها پویاست که با این وسایل بیشتر عشق می‌ورزند تا بخشی از وجود انسانی‌شان را نمایش دهند. نظر شما چیست؟ دلیل موفقیت این مجموعه، نگرش این دو کاراکتر به زندگی است؛   اینکه خیلی از ماها وقتی در زندگی به مشکلی برمی‌خوریم از بهبودی اوضاع قطع امید می‌کنیم اما این دو کاراکتر با قبول خرابکاری‌هایی که انجام داده‌اند، می‌گویند قطعا راهی پیدا خواهیم کرد. به همین خاطر این سریال تا این حد محبوب شد. به جز این ویژگی مهم این سریال، انیمیشن خوب آن بود. چون ما باید ادای همه چیز را درمی‌آوریم و با بازی گرفتن از این دو کاراکتر به همه احساسات و عواطف می‌رسیدیم نه فقط با حرکات ساده، چون میمیک نداشتیم و به یک انیماتور خیلی قوی نیاز است که بتواند صرفا با حرکت کاراکترها تمام عناصر و عواطف را بروز بدهد. این دو همیشه در همه اپیزودها یک راه‌حل غافلگیرانه پیدا می‌کنند چون بیننده متوجه اشتباه آنهاست و فرض را بر این می‌گذارد که وقتی این اشتباهات را انجام داده قطعا حرکت بعدی هم مانند همان حرکات خواهد بود اما ناگهان شگفت‌زده می‌شود و می‌بیند راه‌حلی که در نهایت انتخاب شده به نحو شگفت‌انگیزی درست بوده.  چرا خواستید راه پدرتان را ادامه دهید و چرا از این دو عروسک جدا نمی‌شوید؟ از همان ابتدا، کار پدرم را تحسین می‌کردم؛ البته اوایل به خاطر غرور جوانی، بیشتر مخالف راه ایشان بودم اما کم‌کم به‌کار پدرم علاقه‌مند شدم و خواستم با ایشان همکاری کنم. به‌عنوان انیماتور با پدرم همکاری کردم و هرچه بیشتر روی این پروژه کار می‌کردم بیشتر علاقه پیدا می‌کردم و امیدوارتر می‌شدم. به نظرم برای من که در این خانواده بودم طبیعی بود که راه پدرم را ادامه بدهم. پسربچه که بودم استودیوهایی که پدرم در آنها کار می‌کرد را از نزدیک دیده‌ بودم.  با این حال انسان به شوق می‌آید که با بزرگان انیمیشن اروپای شرقی صحبت کند. تمایل دارید اشاره کوچکی به این موضوع داشته باشید؟ بچه که بودم هنگام سر زدن به استودیوهایی که پدرم در آنها کار می‌کرد همه انیماتورهای بزرگ چک را دیده بودم از جمله آقای منزوپولی. پاتریک بلازک کسی بود که این اپیزود که در جشنواره پخش شد و نام «بدز» داشت، انیماتور این بخش بود.  چرا این عروسک‌ها چهار انگشت دارند؟ والت‌دیسنی کاراکترهای چهارانگشتی را به دنیا معرفی کرد و در صنعت انیمیشن نقاشی‌شده ساده‌تر بود که کاراکتری را با چهارانگشت بکشند چون در آن صورت کار سخت‌تر بود و چون این انگشت‌ها به هم نزدیک‌تر هستند ممکن بود کار خوبی از آب درنیاید. بنابراین والت‌دیسنی تقریبا با این انیمیشن‌های چهارانگشتی استانداردی را برقرار کرد و اگر توجه کنید بدون وجود انگشت کوچک می‌توانید همه کارها را انجام دهید. بنابراین کار را ساده‌تر و یک استاندارد برای انیمیشن‌های بعدی فراهم کردند. انیمیشن‌های چهارانگشتی در تکنیک استاپ موشن هم خیلی تاثیر دارد. پدر به خاطر یک انیمیشن دیگر که کار کرده بود به نام «شاه و کوتوله» جوایز زیادی کسب کرده بود. این شاه پنج انگشت داشت و به افسانه شاه میداس اشاره داشت که به هر چیز دست می‌زد تبدیل به طلا می‌شد و نمی‌توانست چیزی بخورد و در آخر دستش را به سرش زد و خودش هم به طلا تبدیل شد. می‌توانستند سوژه‌های راحت‌تری در آن دوره انتخاب کنند اما چون این فیلم یک درونمایه مذهبی داشت و در دوره کمونیسم کسی نمی‌توانست از مذهب صحبت کند این سوژه را انتخاب کردند. فیلم حالت اعتراضی و سیاسی هم به خود گرفته بود. نکته دیگر اینکه یک هیات روسی به پراگ آمده بودند که برای فستیوال فیلم روسی، فیلم انتخاب کنند که اتفاقی از این فیلم خوششان آمد و به مسکو دعوت کردند و در آنجا جوایز زیادی را کسب کرد و به خاطر فتح آن جوایز در آن جشنواره پدرم این فیلم را به کشورهای دیگر هم فرستاد و جوایز دیگری را کسب کرد. در آن دوره جهان تا این حد به هم نزدیک نبود و مانند حال دهکده جهانی نشده بود. الان انیماتورهای مهمی از فیلیپین، هند و چین هستند و فعالیت دارند و کمپانی‌های بزرگ هم این افراد را جذب می‌کنند و کارتون‌های خوبی مانند «عصر یخبندان» ساخته می‌شود. با توجه به اینکه هنوز از تکنیک‌های استاپ موشن استفاده می‌کنید احساس خطر نمی‌کنید که به لحاظ فرم ساختاری از دیگران عقب بمانید. برگ برنده شما برای ادامه کار چیست؟ انیمیشن‌‌های والت‌دیسنی و پیکسار واقعا عالی هستند و وقتی آنها را می‌بینم لذت می‌برم. از لحاظ کیفیت صدا، کیفیت انیمیشن و... بی‌نقص هستند.   ما توانایی رقابت با آنها را به لحاظ هزینه نداریم چون حجم کمپانی‌های ما شبیه آنها نیست. کارهای آنها عالی است و کارهای ما هم بی‌نقص است اما هنوز یک عنصر انسانی در آنها وجود دارد. خود من انیمیشن «هیولاها» را خیلی دوست دارم و الان هم اگر دی‌وی‌دی آن را داشته باشم در یک اتاق می‌نشینم و تماشا می‌کنم اما انیمیشن ما استاپ‌موشن است و موارد خیلی جزیی را در دست دارند و با آنها پیش می‌روند.   اتفاقا نکته کارهای ما این است که کامپیوتری نیستند و هنوز می‌توانید تک‌تک اشتباهات کاراکترهای ما را احساس کنید و اگر به آنها دسترسی داشته باشید، می‌توانید کارهایشان را درست کنید. به نظرم والت‌دیسنی رقیب ما نیست و در سطح متفاوتی کارش را انجام می‌دهد؛ نمی‌گویم سطح بالاتر یا پایین‌تر. فقط سطح متفاوت‌تر. بعد هم اگر بچه‌ها با کار ما ارتباط برقرار می‌کنند به خاطر سادگی کار ماست و با انیمیشن دیگری آن را عوض نمی‌کنم.   در واقع در یک بدویت هستند. چون زندگی بدون زن‌ همین‌طور است. الان قرار است یک فیلم بلند داستانی با این دو کاراکتر بسازیم. شاید برایتان جالب باشد که در هلند روی «پت‌ومت» دیالوگ می‌گذارند و این خیلی کار سختی است که یک فیلم بلند با این دو کاراکتر بدون دیالوگ ساخته شود. بنابراین تصمیم گرفته‌ایم یک شخصیت جدید را به این دو اضافه کنیم که البته لزوما یک انسان نیست.   معتقدم نمی‌شود پت‌ومت را طبقه‌بندی کرد. اینکه بگوییم کارگر، تنها و متاهل هستند در هیچ طبقه‌ای گنجانده نمی‌شوند و علت محبوبیت‌شان در حوزه بین‌الملل هم این است که جزو هیچ طبقه خاصی نیستند.  در آخر که موفق می‌شوند و دست‌هایشان را به هم می‌زنند نشانه مردم چک است چون ما هم در زمان موفقیت این کار را انجام می‌دهیم. این کار یک ژست خیلی رایج بین مردم چک است. در گذشته و قبل از این آنقدر رایج نبود و الان به خاطر این دو کاراکتر رایج شده و به معنی این است که موفق شدیم.  کمپانی شما تا چه حد مشهور است و چطور این فیلم را تهیه می‌کنید؟ خیلی کوچک است و نامش هم «پت‌ومت» است. اگر زمانی به پراگ بیایید، می‌توانید از آنجا بازدید کنید.  چند انیماتور دارید؟ هشت اپیزود اخیر را با دو انیماتور کار کردیم. به جز یکی که کلا توسط یک انیماتور طراحی شده. ما در حال حاضر زیاد کار تولید انجام نمی‌دهیم و کارهای بازرگانی انجام می‌دهیم. اپیزود آخر ما سه ماه طول کشید.  در فروش یا پخش این کار سهیم هستید؟ در هلند از همه جا بیشتر فروش داریم.  در آمریکا چطور؟ خیر، خیلی فروش نداریم.  می‌دانستید در ایران تا این حد محبوب هستید؟ یکی از قسمت‌های ماموریت ما این بود که بتوانیم اینجا شرکایی را پیدا کنیم و تا جایی که اطلاع داریم اپیزودی که اینجا دیدید از یک تا 40 بوده. 36 اپیزود جدید داریم که به ایران فروخته نشده است.  اینکه همیشه این دو کاراکتر در یک مکان هستند با کمبود سوژه مواجه نمی‌شوید؟ به‌طور غافلگیرکننده‌ای خیر. چون الان به احتمال ایجاد یک سریال کاملا جدید فکر می‌کنیم که شاید خود آنها بتوانند کار خودشان را راه بیندازند و همسایه‌های جدید پیدا کرده و شرکت جدیدی پیدا کنند.   ممکن است همسایه‌ها را نبینیم اما ببینیم که چطور خانه و استخر همسایه‌ها را خراب می‌کنند. تمرکز ما روی یک فیلم بلند داستانی است که به نظرمان این مجموعه را دوباره احیا خواهد کرد. یکی دیگر از ایده‌های ما این است که بازسازی کنیم چون فیلم‌های قدیم روی فیلم انجام شدند با تکنیک‌های جدید دوباره به روز شوند و رنگ‌بندیشان بهتر شود و احتمال ساخت یک نسخه انگلیسی با شرکایمان در هلند هم برای بازار وجود دارد تا بتوانیم بیشتر در سطح جهان فروش داشته باشیم. اخبار فرهنگی -  روزنامه شرق  


ادامه مطلب

یکشنبه 4 مرداد 1394

سکوت

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

چه زیباست سکوت

چه زیباست سکوت, مطالب خواندنی, جملات آموزنده سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.   سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.   هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.   موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.   سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.   سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.   سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.   سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.   بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.   سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.   سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.   بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.   سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.   آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.   ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.   آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.   وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.   سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.   سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است. سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.   خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.   زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.   سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.   غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.   آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.   در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.   بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.   آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.   تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.   تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.   کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.   سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.   بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.   در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.   سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.   سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.   دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.   تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.   قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.   همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.   آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.   سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.   سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...   سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد. راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد منبع:kocholo.org


ادامه مطلب

شنبه 3 مرداد 1394

دانلود و مشاهده تصنیفی زیبا از گروه کامکار

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

[jwplayer mediaid="8368"] دانلود


ادامه مطلب

شنبه 3 مرداد 1394

مهارت های حل مشکلات اول زندگی

   نوشته شده توسط: کلیک کن    

مهارت های حل مشکلات اول زندگی

مهارت,مشکلات,اول
 بدون تردید دوران اول زندگی مشترک به دلایل متعدد دارای حساسیت‌های زیادی است. از طرفی زوجین نسبت به روحیات هم شناخت کافی ندارند و از سوی‌ دیگر خانواده‌ها هم همواره درحال ارزیابی این زندگی نوپا بر اساس ایده‌آل‌های خود که معمولا به دلیل تعلق خاطرشان به فرزند تازه متاهل شده‌شان است، هستند. از سمت سوم هم زن و مردی که به تازگی تشکیل زندگی داده‌اند از تجربه کافی برای حل مشکلات برخوردار نیستند و معمولا بر آتش‌های کوچک و بزرگ پدید آمده، نفت و بنزین احساسی عمل کردن می‌ریزند و حتی همان هفته‌های اول و ماه‌های اول به این نتیجه می‌رسند که ازدواج ما از اول اشتباه بوده است و بی‌جهت نیست که در سه سال اول زندگی پدیده پرآسیب طلاق شکل می‌گیرد.
به همدیگر مهلت بدهیم
زندگی مشترک پهنه وسیعی از فرصت‌هاست که زوجین با آرامش و حساب شدگی، مشکلات را پایان کار نمی‌دانند بلکه آنها را بهانه و فرصتی برای آغاز جدید می‌دانند و با همدلی و هم‌کوشی درصدد حل آنها برمی‌آیند و به هیچ وجه واقع بینی خود را قربانی ایده‌آل‌نگری نمی‌کنند.
حدالمقدور سعی کنیم مشکلاتمان را خودمان حل کنیم
یکی از مهارت‌های مهم در آغاز زندگی حل مسائل توسط خود زوجین است. زیرا زن و شوهر بهتر از هر کسی به موضوع آگاهی دارند و اکثر مسائل بیشتر به تفاوت‌ سلایق و عرف‌های زوجین است. از سویی اطرافیان ممکن است از نگاه و تجربه خودشان یا مثلا از سر محبت نسبت به فرزند پیشنهادی ارائه دهند که مناسب نیست.
از تفاوت‌های جنسیتی و روحیات فردی و خانوادگی یکدیگر بیشتر آگاه شده و به آن‌ها احترام بگذاریم
یک زوج موفق می‌داند که تفاوت‌های زن و مرد تناسب است نه نقص و کمال. تا بدین وسیله تناسب بیشتری میان آنان، در زندگی مشترک ایجاد شود. زوجیت و دو جنسی در طبیعت بشر، برای هدف بزرگ آرامش در درون خانواده است. درنتیجه همسران باید با مطالعه و افزایش آگاهی از تفاوت‌های جسمانی و روان‌شناختی یکدیگر، به مرور زمان شناخت خود را از حساسیت‌ها و روحیات فردی و خانوادگی یکدیگر افزایش دهند و با آنان برخوردی شایسته نمایند.
با یکدیگر گفتگو کنیم
با هم صحبت کنید. این مهارت یکی از عوامل بسیار مهم در ارتباط موثر و رفع مسائل و مشکلات زندگی است. این امر، همچون کلیدی، بسیاری از درهای صمیمیت را به روی زوجین باز می‌کند و هنری است که از طریق آن می‌توان از کاهش محبت و سوء تفاهم در زندگی مشترک پیشگیری نمود. در یک گفتگوی صحیح بایستی هر فرد برای برقراری ارتباط کارآمد مهارت‌هایی را در خود ایجاد نماید، که در ذیل به آنان اشاره می‌شود:
اینگونه سخن بگوییم :
_ ابتدا در خصوص سخن مورد نظر تامل کنید.
_ به نرمی و تواضع همراه با خوشخویی، در فضای مهر و محبت و نه خشم و عصبانیت سخن بگویید.
_ از سخن بیهوده گفتن و پرگوئی بپرهیزید و در موضوع مشکلتان حرف بزنید.
_ اگر لازم است که در خصوص موضوع مورد نظر مفصل سخن به میان آید بایستی موقعیت و شرایط بیان سخن اثرگذار فراهم شده باشد.
_ سعی کنید تا حدامکان سخنان را کوتاه و مفید مطرح کنید.
_ برسخنتان تسلط لازم را داشته باشید و آنان را شمرده بیان کنید.
_ سخنتان همراه با نرمی باشد و آن را در قالبی نیکو «براساس موقعیت مورد نظر» آراسته نمایید.
_ از سخنان زشت که روش انسا‌ن‌های خود باخته است جدا پرهیز نمایید.
_ عاقل باشید و اگر موضوعی است که برایتان مهم است که مطرح شود، نترسید و با درایت آن را بیان کنید.
_ مراقب باشید که با حفظ آرامش و تدبیر از شیوه‌ی نامناسب یا کلماتی که باعث سوء برداشت می‌شود پرهیز نمایید.
_ به دقت به سخنان طرف مقابل گوش دهید و نسبت به آنها واکنش مناسب نشان دهید.
_ از مجموع سخنانتان در پایان، یک جمع‌بندی و نتیجه‌گیری روشن داشته باشید.
اینگونه از یکدیگر سوالاتمان را بپرسیم :
_ به همسرتان بگویید که به او اطمینان دارید و با پاسخ سوالی که در ذهن شما ایجاد شده، به نشاط و آرامش می‌رسید.
_ آن را شایسته و درست مطرح کنید چرا که پرسش خوب، نیمی از آگاهی را برای شما فراهم می‌سازد.
_ هدف از پرسیدنتان فهمیدن و درک حقیقت باشد نه برای آزردن و درمانده کردن طرف مقابل.
_درباره مسائل بی‌فایده از همسرتان سؤال نکنید.
_ در مورد پاره‌ای موضوعات که پاسخ صریح آن باعث شرمندگی می‌شود خودداری شود.
اینگونه گوش کنیم :
_ اشتیاق خود را نسبت به شنیدن مسائلی که برای زندگی و خصوصا همسرتان مهم است، نشان دهید.
_ پس از گوش کردن به تغییرات مفیدی که لازم است ایجاد شود عمل کنید! یادتان باشد این امر نشانه اهمیت دادن شما نسبت به همسرتان است و باعث افزایش حس اعتماد محبت در روابط می‌شود.
_ خوب به سخن همسرتان گوش کنید و پیش از آنکه مفهوم مدنظر او را به درستی نیافته‌اید قضاوت نکنید.
_ از عواملی که سبب عدم تمرکز بر روی سخن همسرتان می‌شود پرهیز کنید.
_ در برابر سخن همسر خود فروتن و صبور باشید و به سخن او دل دهید.
برای داشتن یگ گفتگوی صحیح یادتان باشد :
_ صحبتتان را در موقعیتی مناسب و اثرگذار با همسرتان مطرح کنید.
_ سخنانتان را بگویید نه با هدف اثبات نظر خودتان، بلکه با این هدف که حق و حقیقت را متوجه شوید.
_ دنبال این نباشید که حق توسط شما حتما باید آشکار شود بلکه اگر متوجه شدید خطا با شما بوده بپذیرید، خدا را شکر کنید و از همسرتان تشکر کنید.
_ سعی کنید صحبت‌هایتان درباره واقعه‌ای مهم که اتفاق افتاده یا به زودی روی خواهد داد باشد.
_ با یکدیگر در خلوت و مکان مناسب گفت‌وگو کنید.
_ اجازه دهید همسرتان دلایل خود و سوالاتی را که در ذهن دارد با آزادی و آرامش بیان کند.
_ در بین سخنان همسرتان به دنبال مطالبی باشید که شما را به حقیقت نزدیک می‌کند.
_ هدفتان خیرخواهی باشد. و منطقی و خالی از هرگونه تعصب و لجاجت با همسرتان گفتگو کنید.
_ از «جدال» که زور گفتن و قبول نکردن حق و دلایل منطقی است دوری کنید زیر باعث می‌شود احترامتان را از دست بدهید.
 در مسائل اساسی و بحرانی با یک مشاور دیندار، امین و عاقل مشورت کنیم :
برخی امور از حساسیت و ظرافت‌های خاصی برخوردار است که با توجه به تجربه کم زوجین جوان بایستی در اولین فرصت با فردی دیندار ، عاقل با تدبیر و امانت‌دار مشورت کرد.
حرف‌های اطرافیان که سبب دلخوری می‌شود را برای یکدیگر بازگو نکنیم :
در اوایل زندگی مشترک به دلیل آگاهی کمی که زوجین و بستگان آنان نسبت به یکدیگر دارند ممکن است از سر دلسوزی، بستگان سخنانی را نسبت به همسر ما بیان کنند که بازگویی آنها سبب دلخوری و فاصله در ارتباطات خانوادگی شود. دراین زمینه ضرورتی ندارد این صحبت‌ها به همسر انتقال داده شود، بلکه اگر آن مطالب برای رشد زندگی موثرند بدون ذکر نام فرد در موقعیت مناسب با شیوه‌ای درست با همسر مطرح گردد.
با یکدیگر مشورت کنیم :
خود محوری در زندگی مشترک باعث کاهش محبت و نشاط در خانواده‌ می‌شود. رسول رحمت (ص) مردی را که نسبت به همسرش خودمدار باشد و با تبختر رفتار کند دشمن خدا معرفی می‌کند. یادمان باشد هیچ چیز مانند خودمداری روابط میان همسران را تیره نمی‌سازد و زمینه تفاهم را از بین نمی‌برد.
لجاجت را کنار بگذاریم :
در یک ارتباط موثر زوجین باید از یک‌دندگی و اصرار بر نظر خود به جد پرهیز کنند و در مقابل برای حل مسائل زندگی، منش حق‌گرایی و خطاپذیری را داشته باشند. اگر می‌خواهید در زندگی مشترک، آرامش و نشاط داشته باشید با ترک لجبازی به این امر کمک خواهید کرد.
از یکدیگر عیب‌جویی و سرزنش نکنیم :
در زندگی خانوادگی ، زن و مرد بایستی بدی‌های یکدیگر را نادیده بگیرند. نقص زن، نقص مرد است و نقص مرد، نقص زن است و باید در روابطمان، نقص‌پوش باشیم. همچنان که قرآن زن و مرد را لباس هم معرفی کرده است.
اگر خواهان محبت و حل مسائل در خانه هستیم باید منفی‌باف نباشیم. اگر به اشکال یا نقصی در طرف مقابلمان رسیدیم؛ نباید نگاه نقطه‌ای داشته باشیم و تمام تمرکزمان را به آن معطوف کنیم بلکه آن را در کنار خوبی‌ها و قوت‌های او ببینیم و گاهی به نقص‌ها و عیوب خودمان هم توجه کنیم تا بتوانیم از سرزنش کردن و عیب‌جو بودن فاصله بگیریم.
از به کار بردن خشونت درحل مسائل‌مان به جد پرهیز کنیم :
ملایمت ، مبارک و خشونت، شوم است. هرگاه خداوند برای خانواده‌ای خیری بخواهد، ملایمت را وارد آن خانواده می‌کند؛ زیرا ملایمت، هیچ‌گاه با هیچ‌چیز همراه نمی‌شود؛ مگر این که آن چیز را زینت می‌بخشد و خشونت ، هرگز با چیزی همراه نمی‌شود، مگر این که آن چیز را زشت می‌کند. آیا بهتر نیست با رافت و ملایمت از سنگینی‌بار مشکلات زندگی بکاهیم؟
تصمیم گیری نهایی به شوهر سپرده شود :
بالاخره دو نفر هر چه‌قدر هم با هم هم‌دل و همراه باشند، در پاره‌ای موضوعات اختلاف نظر دارند و دیدگاهشان متفاوت است. در این شرایط به ویژه اگر موضوع مهم باشد و گریزی از تصمیم‌گیری نباشد، عاقلانه این است که پس از مشورت، مسئولیت تصمیم نهایی به عهده شوهر باشد و خانم علی‌رغم عدم تمایل قلبی، در عمل با نظر شوهرش همراه شود و به او تکیه کند. هر چند دلایلی از نظر او وجود داشته باشد که این‌گونه تصمیم‌گیری نشود.
به همسرمان احترام بگذاریم و به او اعتماد داشته باشیم :
اگر زوجین چه در محیط خانه و چه در جمع دوستان و فامیل همواره احترام همدیگر را حفظ کنند و پشتیبان همدیگر باشند، هم اعتمادشان نسبت به یکدیگر افزایش می‌یابد و هم هیچ‌کس به خود اجازه دخالت در زندگی آنان را نمی‌دهد. یادمان باشد صمیمیت زوجین همراه با حفظ حریم و رعایت ادب، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های رفتاری برای حل مشکلات زندگی زناشویی است.
اهل رفق و مدارا باشیم :
رفق به معنای نرمی و سازش کردن است و مدارا رفتاری برخواسته از درایت و فهم متناسب با توان فرد است تا او را از جایی که فعلاً قرار دارد به نقطه مطلوب برسانیم. این موضوع یک ضرورت عقلی برای زیستن است. زیرا همانگونه که انسان‌ها از نظر بیولوژیکی و فیزیولوژیکی متفاوتند؛ از نظر ذوق، کشش، اندیشه، ظرفیت نیز متفاوت هستند پس نیاز به رفق و مدارا در زندگی است. یکی از موارد رفق و مدارا که شاید مهم‌ترین آن باشد؛ رفق و مدارا با نابهنجاری‌های اخلاقی زن یا شوهر است.
منبع : روزنامه اطلاعات


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 93 1 2 3 4 5 6 7 ...

ابزار هدایت به بالای صفحه